۱۴۰۵ شهریور ۲۳ دوشنبه
اقتصادران

اقتصاد جهان در گرداب جنگ / هزینه‌ای که ترامپ به جهان تحمیل کرد

اسفند ۲۳, ۱۴۰۴

به گزارش اقتصادران، با گذشت حدود دو هفته از آغاز جنگ میان ایران و امریکا و اسراییل یکی از اصلی‌ترین موضوعاتی که در جهان به عنوان یک سوال و چالش کلیدی مطرح شده این است که آیا اقتصاد جهانی تاب شرایط فعلی را خواهد آورد؟

ایران پیش از این‌بارها اعلام کرده بود که در برابر هر اقدام نظامی با تمام قوا از خود دفاع خواهد کرد و در روزهای گذشته نیز این موضوع خود را نمایان کرده است. با این وجود یکی از اصلی‌ترین چالش‌هایی که جهان باید برای آن پاسخی پیدا کند بحث مسدود شدن تنگه هرمز و تاثیرات اقتصادی آن است. ایران در روزهای گذشته اعلام کرده که تنها به کشتی‌هایی اجازه عبور از این تنگه را خواهد داد که مجوز رسمی از ایران دریافت کنند و سایر شناورها مورد اصابت قرار خواهند گرفت. همین موضوع باعث شده که قیمت نفت جهانی از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کند و به نظر می‌رسد که رییس‌جمهور امریکا با وجود تمام شعارهایی که داده نتوانسته راهکاری برای برون رفت از این شرایط پیدا کند. موضوعی که کارشناسان اقتصادی نیز بر آن تاکید دارند و معتقدند که جهان باید هزینه این اقدام ترامپ را بپردازد.

داوود دانش‌جعفری، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، با اشاره به اثر جنگ اخیر در خلیج‌فارس بر افزایش قیمت جهانی نفت، پاسخ داد: اتفاقاتی که در چند روز اخیر افتاده، اگر کنار هم گذاشته شوند، شاید بتوان تحلیلی در مورد افزایش قیمت جهانی نفت و موضوع‌های مرتبط با آن ارایه کرد. وی افزود: اولین نکته این است که مدیرعامل صندوق بین‌المللی پول اخیراً اعلام کرده که هر ۱۰درصد افزایش قیمت نفت، تورم جهانی را به میزان ۰.۴واحد درصد افزایش می‌دهد. یعنی در واقع قیمت جهانی نفت یک اثر حراج بین‌المللی دارد و یکی از دغدغه‌های اصلی خیلی از کشورهاست. سایمون جانسون برنده جایزه نوبل ۲۰۲۴ نیز در مصاحبه‌ای گفته بود اگر تنگه هرمز باز نشود، جهان شاهد افزایش مستمر قیمت جهانی نفت خواهد بود. دانش‌جعفری درباره اهمیت این آبراه خاطرنشان کرد: تا پیش از بحث‌های اخیر، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور می‌کرد.

از این مقدار، ۳۵ درصد به چین و حدود ۲۰درصد به هند می‌رفت. امریکا نفت خود را از مسیرهای دیگری تأمین می‌کند و وابستگی کمتری به خلیج فارس دارد.وی با اشاره به سیاست‌های انرژی امریکا گفت: در دهه گذشته، حضور نفت کشورهای خلیج فارس در بازارهای امریکا کاهش یافته است. امریکا در سال ۲۰۱۵ قانون منع تولید نفت داخل را لغو کرد که براساس آن اجازه برداشت از منابع داخلی نفت پیدا کرد. بعد از آن، میدان‌های آلاسکا را فعال و تولید نفت شِل را آغاز کرد.

هم‌اکنون امریکا ظرفیت عرضه روزانه تا ۲۰ میلیون بشکه را دارد، اما همچنان واردکننده نیز هست و البته تا ۱۲ میلیون بشکه در روز از کشورهای مختلف به کشورهای امریکای لاتین وارد می‌کند تا آن را به فرآورده تبدیل و صادر کند. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: افزایش قیمت جهانی نفت منافعی برای برخی از کشورها ایجاد می‌کند و ضررهایی نیز برای برخی از کشورها به همراه دارد. شرکت‌های بزرگ نفتی امریکا، که ترامپ نیز روابط نزدیکی با آنها دارد، از افزایش قیمت جهانی نفت سود می‌برند. دولت امریکا هم درصدی از فروش نفت – چه تولید داخلی و چه وارداتی – را به‌صورت مالیات دریافت می‌کند و از این محل درآمد دولت امریکا افزایش پیدا می‌کند. اما مصرف‌کنندگان امریکایی و حتی اروپایی زیان می‌بینند.او تصریح کرد: افزایش قیمت جهانی نفت یعنی افزایش قیمت بنزین و سوخت، و این هزینه را مردم پرداخت می‌کنند. مثلاً دیروز خبری داشتیم که در انگلستان، قیمت نفت گرمایشی در روستاها به‌شدت افزایش پیدا کرده است. اینها اثرات مستقیم برای مصرف‌کنندگان خود در اروپا امریکا و به‌طور کلی کشورهای مصرق‌کننده نفت در جهان به همراه دارد.

 ضربه به اقتصاد چین؛ هدف پنهان امریکا از جنگ علیه ایران

وزیر اقتصاد دولت نهم مطرح کرد: به نظر من، یک هدف پنهان در ارتباط با جنگ اخیر نیز وجود دارد و آن هدف، ضربه به اقتصاد چین است. امریکا مدت‌هاست از گسترش نقش چین در اقتصاد جهانی ناخشنود است. امریکا براین باور است که چین با استفاده از نفت ارزان، به کارخانه بزرگ جهان تبدیل شده است. هدف امریکا این است که با گران کردن نفت، هزینه تولید در چین افزایش یابد و مزیت رقابتی آن کاهش پیدا کند.دانش‌جعفری تأکید کرد: باید توجه داشت افزایش قیمت جهانی نفت حتی منجر به افزایش قیمت کالاهای تولیدی چین نیز خواهد شد و از آن طریق تورمی را به خود امریکا و بقیه نقاط مصرف‌کننده بالای چینی تزریق می‌کند؛ این نکته‌ای که ترامپ از آن غافل بوده است.

 تلاش رسانه‌ای امریکا برای جلوگیری از افزایش قیمت نفت

وی درباره رفتارهای اخیر امریکا پاسخ داد: در چند روز گذشته، امریکا تلاش کرده از فشار سنگین رسانه‌ها بکاهد. مثلاً گفت که حاضرم کشتی‌های نفتی را در تنگه هرمز اسکورت کنم، اما شرکت‌های نفتی که درخواست اسکورت داده بودند، هیچ پاسخی از امریکا دریافت نگرفتند. ترامپ بعداً تغییر موضع داد و گفت چون خلیج‌فارس ناامن است، از این اقدام صرف نظر کرده است. اینها سیاست‌های رسانه‌ای است و در عمل رییس‌جمهور امریکا کار مثبتی برای بازگشت ارامش و عبور نفتکش‌ها از خلیج‌فارس انجام نداده است.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: نکته قابل توجه این است که حتی شرکت‌های بیمه بین‌المللی کشتی‌های نفتی حاضر نیستند کشتی‌های نفتی عبوری از تنگه هرمز را بیمه کنند و امریکا ادعا کرده می‌خواهد این نقش را ایفا کند، اما هیچ نشانه‌ای از اجرای موفقیت آمیز تا به امروز وجود ندارد.دانش‌جعفری بیان کرد: در مجموع برداشت جهانی این است که اقداماتی که ترامپ در منطقه انجام داده، باعث افزایش انتظارات نسبت به رشد بیشتر قیمت جهانی نفت شده است. ترامپ گمان نمی‌کرد ملت ایران در برابر تجاوز امریکا و اسراییل ایستادگی ‌کنند، اما مقاومت جانانه ایران همه معادلات او را بر هم زد. حالا بازارها انتظار افزایش قیمت را دارند و احتمال تداوم این روند زیاد است. تولیدکنندگان، به‌ویژه کشورهای خلیج‌فارس، چون نمی‌توانند در حد دلخواه صادرات داشته باشند، متضرر می‌شوند.

برخی کشورها مانند کویت تولید داخلی خود را افزایش داده‌اند تا نیاز داخلی را تأمین کنند. اما کشورهای مصرف‌کننده بیشتر از ناحیه افزایش قیمت نفت آسیب می‌بینند.او افزود: در این کشورها قیمت خرده‌فروشی انرژی بالا رفته است؛ همانند افزایش سه‌برابری قیمت سوخت گرمایشی در روستاهای انگلیس. بنابراین، مصرف‌کننده بیشترین ضربه را می‌بیند. دانش‌جعفری در پایان خاطرنشان کرد: راه‌حل، بازگشت به ریشه‌های بحران است. این بحران حاصل توطئه‌ای بود که ترامپ با همکاری شرکت‌های بزرگ نفتی طراحی کرد تا از طریق افزایش قیمت نفت، سودهای کلان ببرد یا همانند ونزوئلا به ذخایر نفتی ایران دسترتسی پیدا کند. این روند باید متوقف شود تا هم مصرف‌کننده و هم تولیدکننده به رفاه قبلی خود بازگردند.

همزمان رییس صندوق توسعه ملی می‌گوید که اقتصاد ایران برای این شرایط خود را آماده کرده و باید از تمام ظرفیت‌ها برای عبور از این روزهای دشوار استفاده کرد. مهدی غضنفری، رییس هیات عامل صندوق توسعه ملی به تحلیل آچه در این دو هفته در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی رخ داده پرداخت و به سوالاتی درخصوص شرایط پیروزی در جنگ و به ویژه درباره اهمیت بستن تنگه هرمز و پیامدهای اقتصادی اختلال در این گذرگاه انرژی پاسخ داد. وی در ارزیابی خود درباره وضعیت اقتصادی ناشی از جنگ اظهار داشت: برای پاسخ به پرسش ابتدا باید یک مقدمه مهم را عرض کنم که ممکن است با حضور نیروهای مسلح مقتدر جمهوری اسلامی ایران در تنگه هرمز نیز مرتبط باشد. معمولا سرنوشت جنگ‌ها توسط یکی یا چند عاملی که عرض می‌کنم مشخص می‌شود که عبارتند از: «قدرت، قاعده و قانون، قوام، قول و قصد» که آنها را «پنج قاف» می‌نامم.

غضنفری توضیح داد: منظور از «قدرت»، داشتن برتری در مولفه‌های اقتدار است مثل برتری نظامی یا اقتصادی یا سوق‌الجیشی و امثال آن، یا با هم یا به تنهایی که خوشبختانه جمهوری اسلامی ایران به حد کفایت از آنها برخوردار است. وی افزود: منظور از «قاعده و قانون» داشتن امکان و توان به‌کارگرفتن قواعد بین‌المللی و کسب آرای کافی برای محکومیت دشمن در نهادهای جهانی است که ضمن داشتن دست بالا در این مجامع، هم برای پیروزی و هم برا ی وضع مقررات جدید از آن بهره ببریم و هم بعدا در موضع غرامت یا امثال آن، بر خلاف منافع ملی تصمیمی اخذ نشود.

در این خصوص شاید کارهای بیشتری لازم است.«منظور از «قوام» وجود مردمان همدل و اقوام برادر در پشت جبهه و توان پایداری مردم و مقاومت در مقابل کمبودها و زخمهاست. در واقع مولفه قانون، کسب پشتیبانی قانونی بین‌المللی است ولی مولفه قوام به حفط پشتیبانی ملی توجه دارد. که دومی در قالب حضور مردم در خیابان بحمدالله بروز و ظهور دارد و مبتنی بر دینداری و ایران دوستی است.وی در بیان منظور خود از عامل «قصد» همچنین گفت: منظور داشتن نوعی هوشمندی و رعایت ذکاوت در انتخاب اهداف و مقاصد و نیز نحوه بیان آشکار یا بیان مبهم و دگرگون شده اهداف است. به گفته وی، عامل «قول»  به موضوع مذاکره، موضوع رسانه و پیوست رسانه‌ای اشاره دارد. در حالی که «قصد» به یک نقشه همه‌جانبه برای رسیدن به پیروزی و برخورد مناسب با عدم قطعیت‌های پیش رو است، «قول» جنبه تبیینی و روایتی دارد.

وزیر اسبق بازرگانی تاکید کرد: برای اینکه کشور ما ان‌شاءالله در این جنگ نابرابر و ظالمانه به اذن‌الله تعالی پیروز شود، لازم است از هرکدام از این مولفه‌ها سهم قابلی داشته باشد، که خدا را شکر تاکنون در «قدرت و قوام»  عالی بوده و در «قانون و قول» هم کار بیشتر و دقیق‌تری لازم است. «قصد» هم معمولا پنهان است و نمی‌شود تدابیر، سیاست‌ها، روش‌ها و نقشه‌های رزمی را در غیر موقع خودش برملا کرد. رییس هیات عامل صندوق توسعه ملی در توضیح جایگاه تنگه هرمز در معاملات جنگ رمضان اظهار داشت: این مولفه‌ها که گفته شد، در موضوع تنگه هرمز هم باید مدنظر باشد. اولا همه ما می‌دانیم تنگه هرمز و کلاً خلیج‌فارس فقط گذرگاه کشتی‌های نفتکش و محصولات مرتبط با نفت و گاز نیست؛ بلکه محل تردد کشتی‌ها و شناورهای محصولات غذایی، کالاهای صنعتی و نظامی نیز هست. کلاً یک شاهراه تجاری و اقتصادی است، و در صورتی که مسدود بشود یا تحت کنترل قرار بگیرد روی همه حوزه‌های انرژی و اقتصادی و امنیت غذایی و نظامی اثر می‌گذارد. وی ادامه داد: گرچه قبلا بارها و بارها به اهمیت راهبردی این تنگه اشاره شده بود اما مردم ما در این چند روز بیشتر متوجه شدند که در مورد سهم و نقشی که جمهوری اسلامی می‌توانست درخصوص حکمرانی بر تنگه هرمز داشته باشد کمتر دقت کرده بودیم یا آن را به خوبی اعمال نکرده بودیم.

غضنفری در عین حال تاکید کرد: این بی‌توجهی شاید به این دلیل بوده که کشور ما اهل ستیز و خشونت نیست و همواره اهل صلح و برادری و مشارکت و مدارا بوده و هست. برای همین، هیچ‌وقت به این فرصت‌های خدادادی به عنوان یک ابزار منفعت جویی و سلطه نگاه نکرده بودیم و برخلاف دشمنان شرور کشورمان، هیچ‌گاه بدنبال در تنگنا گذاشتن دیگران نبودیم.وزیر صمت دولت دهم اضافه کرد: هم اینک و در این چند روز، در پی دومین جنگ امریکا و اسراییل علیه ایران، مردم ما نکات بیشتری را متوجه شدند. مردم ما شاهد بودند که کشورهای همسایه ما که کلی در مورد رابطه برادری و برابری با آنها صحبت کرده بودیم چگونه تبدیل به مراکزی شده‌اند که دشمنان ایران در آنجا پناه گرفته‌اند و این شاهراه حیاتی در راستای منافع شرکت‌ها، سازمان‌ها و دولت‌هایی است که برخی از آنان بر ضد منافع جمهوری اسلامی ایران تلاش می‌کردند. غضنفری تصریح کرد: بی‌شک «حکمرانی تنگه هرمز» توسط جمهوری اسلامی ایران تبعات منفی جدی برای دشمنان کشورمان خواهد داشت.

احتمالا در روزهای آینده اثرات اقتصادی این جنگ بیش از پیش خود را در اقتصاد جهانی نشان خواهد داد و باید دید که چه کسی می‌تواند پاسخی برای این شرایط پیدا کند.

لینک کوتاه

نظرات کاربران (۰)

دیدگاه خود را بنویسید