بایگانی دسته: سیاسی

ایران و آمریکا به جنگ نزدیک شدند؟

به گزارش اقتصادران، علیرضا تقوی‌نیا (تفسیرگر مسائل سیاسی) در توئیتی نوشت: به حرف‌های رسانه‌ای جهت نزدیک بودن به توافق ایران و آمریکا توجه نکنید، درگیری قطعی و قریب‌الوقوع است.

این کارشناس همچنین مدعی شد: برخی تحرکات هوایی اخیر با هدف شناسایی موقعیت سامانه‌های پدافندی ایران انجام می‌شود و افزایش عملیات اطلاعاتی و شناسایی می‌تواند از نشانه‌های آماده‌سازی پیش از یک عملیات نظامی باشد.

جهان در آستان یک بحرام بزرگ؛ چرا دیدار ترامپ و شی بی‌نتیجه است؟

به گزارش اقتصادران، فایننشال تایمز با انتشار گزارشی نوشت: «من به‌تازگی پس از نزدیک به سه ساعت جلسه توجیهی و گفت‌وگو با رئیس‌جمهوری و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی، از جلسه خارج شدم. در ۵۰ سال زندگی‌ام، به‌ندرت چنین احساس سرگیجه‌ای را تجربه کرده‌ام؛ سرگیجه‌ای ناشی از شدت و وخامت بحران‌ها در خاورمیانه و اوکراین و همچنین دیوانگی که جهان را به سوی آشوب سوق می‌دهد».

این عبارات «گیوم لاکروآ»، سیاستمدار فرانسوی، در اواخر هفته گذشته بود. او تنها کسی نیست که نگران شرایط حاکم است. طی هفته‌های اخیر، هشدارهای بسیاری درباره خطر وقوع جنگ از پایتخت‌های اروپایی به گوش رسیده. زنگ‌های هشدار درباره خطرات هوش مصنوعی که از سیلیکون‌ولی به صدا درآمده، در سراسر جهان شنیده شده است. بحران انرژی در حال شکل‌گیری است و بازارهای اوراق قرضه نیز احتمال وقوع بحران بدهی را مخابره می‌کنند.

جهان در یکی از پرتنش‌ترین مقاطع خود قرار دارد. از نظر نظری، چنین شرایطی می‌تواند دیدار قریب‌الوقوع رهبران دو کشور قدرتمند جهان را به فرصتی مهم تبدیل کند. دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ در این هفته موضوعات بسیاری برای گفت‌وگو دارند: جنگ‌ها، انرژی، هوش مصنوعی، تجارت، تایوان و حتی پروژه سالن رقص کاخ سفید.

با این حال، بی‌اعتمادی عمیق میان آمریکا و چین و محدودیت‌های شخصیتی و سیاسی دو رهبر، احتمال دستیابی به پیشرفت واقعی در مسائل کلیدی را بسیار کاهش می‌دهد.

تجارت؛ متغیری کلیدی در مناقشه چین و آمریکا

این نشریه در ادامه آورد: یکی از دلایل اصلی ادامه رقابت محتاطانه آمریکا و چین ــ بدون همکاری جدی در موضوعاتی که منافع مشترک دارند ــ مناقشه مداوم آنها بر سر تجارت است.

زمانی که پکن برای نخستین‌بار در واکنش به تعرفه‌هایی که ترامپ در دوم آوریل ۲۰۲۵ اعلام کرد، دست به اقدام متقابل زد، واشنگتن این واکنش را کم‌اهمیت جلوه داد. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا ــ که علاقه زیادی به استفاده از استعاره‌های قمار دارد ــ مدعی شد چین با «یک جفت دو» وارد بازی پوکر شده است. اما در واقع، محدودیت‌هایی که چین بر صادرات عناصر نادر خاکی و مواد معدنی حیاتی اعمال کرد، بیشتر شبیه یک «استریت فلاش» در بازی پوکر بود. خطوط تولید صنایع کلیدی آمریکا تنها در چند هفته با مشکل مواجه شدند.

آمریکا و چین در اکتبر ۲۰۲۵ در کره جنوبی آتش‌بس تجاری امضا کردند که ممکن است در واشنگتن تمدید شود. با این حال، تبادل ضربات در حوزه تجارت باعث افزایش بی‌اعتمادی میان دو طرف شد. اکنون پکن و واشنگتن هر دو نسبت به هرگونه همکاری‌ای محتاط هستند، زیرا بیم دارند طرف مقابل در آینده از آن علیه آنها استفاده کند.

با از بین رفتن کامل اعتماد متقابل، احتمال همکاری موثر آمریکا و چین برای مقابله با تهدیدهای فرامرزی مانند هوش مصنوعی خارج از کنترل یا تغییرات اقلیمی بسیار اندک است.

هوش مصنوعی؛ چالش جدید دو رقیب

شرکت‌های پیشرو هوش مصنوعی در آمریکا خواستار رویکرد مشترک واشنگتن و پکن برای تنظیم مقررات این فناوری شده‌اند. بسنت می‌گوید دو کشور به‌تازگی درباره آغاز گفت‌وگوی مرتبط با هوش مصنوعی توافق کرده‌اند. اما این مذاکرات به دلیل رقابت ذاتی میان واشنگتن و پکن با محدودیت‌های جدی مواجه خواهد بود. ترامپ همچنان تاکید دارد: «ما در هوش مصنوعی از چین جلوتر هستیم» و می‌گوید می‌خواهد «شرایط همین‌طور باقی بماند، زیرا هر کس در هوش مصنوعی پیروز شود، پیروز میدان خواهد بود».

از سوی دیگر، چین نسبت به درخواست‌های آمریکا برای همکاری در حوزه هوش مصنوعی بدبین است و آن را تلاشی برای تثبیت برتری محدود واشنگتن در یکی از تعیین‌کننده‌ترین فناوری‌های آینده می‌داند. رسانه‌های رسمی چین نیز در مقالات اخیر خود بیشتر بر تهدیدهای احتمالی هوش مصنوعی برای تداوم حاکمیت حزب کمونیست تمرکز کرده‌اند، نه صرفاً خطرات آن برای بشریت.

ترامپ معمولا هر ایده‌ای را که با آن موافق نیست، «یک فریب» می‌خواند. او همین واژه را درباره تهدیدهای ناشی از هوش مصنوعی و همچنین تغییرات اقلیمی به کار برده است. رئیس‌جمهور آمریکا در مقابل، بر استفاده از منابع گسترده نفت و گاز این کشور برای تحقق «سلطه انرژی آمریکا» تاکید کرده و از خروج خود از توافق اقلیمی پاریس و «ده‌ها توافق اقلیمی بین‌المللی دیگر» استقبال کرده است.

این سیاست به چین اجازه داده برتری خود را در صنایع زیربنایی انرژی‌های تجدیدپذیر، از جمله باتری‌ها، پنل‌های خورشیدی، توربین‌های بادی و خودروهای برقی، تثبیت کند.

چین وارد بحران خلیج فارس نمی شود

هر دو کشور از بحران تامین انرژی ناشی از جنگ در خاورمیانه آسیب می‌بینند. چین در گذشته تلاش‌هایی برای میانجیگری در خاورمیانه انجام داده و یکی از بزرگ‌ترین واردکنندگان نفت این منطقه است.

اما حتی اگر آمریکا خواهان کمک پکن برای پایان دادن به درگیری‌ها باشد ــ که احتمال آن چندان زیاد نیست ــ شی جین‌پینگ دلیلی ندارد وارد بحرانی شود که ترامپ در خلیج فارس ایجاد کرده است.

دامنه همکاری آمریکا و چین درباره جنگ اوکراین نیز حتی محدودتر است. پکن همچنان نقش مهمی در حفظ اقتصاد روسیه ایفا می‌کند.

درس‌های پکن از جنگ اوکراین

به جای ایفای نقش میانجی صلح، همچنان این خطر وجود دارد که چین با حمله یا محاصره تایوان، سومین درگیری بزرگ جهانی را آغاز کند. آمریکا در بحران ایران با دشواری‌هایی روبه‌رو شده و ذخایر تسلیحاتی این کشور کاهش یافته است. برخلاف جو بایدن، ترامپ ایده دفاع نظامی آمریکا از تایوان را کم‌رنگ کرده است.

این وضعیت ممکن است وسوسه شی جین‌پینگ برای اقدام سریع‌تر را افزایش دهد. با این حال، رهبر چین همچنین شاهد بوده که آمریکا و روسیه در پیروزی در جنگ علیه کشورهای ضعیف‌تر با مشکلات جدی مواجه شده‌اند؛ موضوعی که ممکن است او را به جای اقدام نظامی، به سمت افزایش فشار سیاسی بر تایوان سوق دهد.

ترامپ و شی هر دو به تشریفات و نمایش‌های سیاسی علاقه دارند. در واشنگتن مراسم‌های باشکوه فراوانی برگزار خواهد شد، اما احتمالا گفت‌وگوهای جدی درباره مسائل حیاتی جهان محدود خواهد بود.

این دیدار، معادل مدرن نشست «ریکیاویک» میان رونالد ریگان و میخائیل گورباچف در سال ۱۹۸۶ نخواهد بود؛ نشستی که در جریانش دو رهبر درباره خلع سلاح هسته‌ای گسترده گفت‌وگو کردند و چشم‌اندازی برای پایان جنگ سرد شکل گرفت.

ترامپ و شی نمایندگان دو کشور رقیب هستند، اما متاسفانه هر دو رهبر ضعف‌های مشابهی دارند؛ خودشیفتگی، ملی‌گرایی و محدود بودن افق دید. جهان به رهبرانی با نگاه دوراندیشانه نیاز دارد؛ اما آنچه امروز در دسترس است، چنین چیزی نیست.

سد چین و روسیه برابر سیل تحریم‌های آمریکا علیه ایران

به گزارش اقتصادران، در چارچوب کارزار فشار آمریکا بر سر تنگۀ هرمز، پروازهای ایران در چندین کشور در حال لغو شدن هستند، اقدامی که فشار بیشتری بر ایران وارد می‌کند که هم‌اکنون نیز با محاصرۀ دریایی آمریکا و اختلال در مرزهای زمینی خود دست‌وپنجه نرم می‌کند.

بنوآ فاوکون و عمر عبدالباقی در وال استریت ژورنال نوشتند: از روز چهارشنبه، شرکت‌های خارجی که به شرکت‌های هواپیمایی ایرانی خدماتی، از جمله سوخت‌گیری، ارائه می‌دهند، در معرض خطر تحریم‌های ثانویۀ آمریکا قرار خواهند گرفت. آمریکا مدعی است که پروازهای تجاری ایران در انتقال سلاح و نیروهای نظامی نقش داشته‌اند.

محاصره هوایی به محاصره دریایی اضافه شد؟

این اقدام قرار است مکمل تلاش‌های نیروی دریایی آمریکا برای متوقف کردن تردد دریایی از طریق بنادر ایران با استفاده از محاصره باشد؛ اقدامی که حمل‌ونقل محموله‌های باری و انرژی تهران را مختل کرده است. بخش زیادی از حمل‌ونقل کالا به مسیرهای زمینی منتقل شده که حالا با ازدحام شدید مواجه‌اند.

متیو لویت، که در دهۀ ۲۰۰۰ معاون دستیار وزیر خزانه‌داری آمریکا در امور اطلاعات و تحلیل بود، گفت: «اگر ارائه‌دهندگان خدمات در سراسر جهان نتوانند همچنان خدمات ضروری برای ادامۀ پرواز را در اختیار شرکت‌های هواپیمایی ایران قرار دهند، این شرکت‌ها در نهایت عمدتاً به خطوط هوایی داخلی تبدیل خواهند شد.»

او افزود: «این مسئله، به نوعی، به معنای جدی‌تر کردن تحریم‌هایی است که از مدت‌ها قبل علیه شرکت‌های هواپیمایی ایران وجود داشته‌اند.»محدودیت‌های اعمال‌شده بر خطوط هوایی ایران بخشی از مجموعه تحریم‌های وزارت خزانه‌داری آمریکا علیه بخش هوانوردی ایران است. این مجموعه شامل قرار دادن عوامل فعال برای هواپیمایی ماهان، بزرگ‌ترین شرکت هواپیمایی خصوصی ایران، در فهرست تحریم‌ها و نیز تحریم ۲۷ شرکت هواپیمایی کوچک‌تر ایرانی بوده است.

تهدیدات آمریکا علیه خطوط هوایی ایران

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، روز دوشنبه به شبکۀ سی‌ان‌بی‌سی گفت: «اگر آنها فرود بیایند، شما نمی‌توانید به آنها سوخت بدهید، نمی‌توانید خدمات فرود در اختیارشان بگذارید، نمی‌توانید به آن‌ها بلیت بفروشید؛ وگرنه از نظام دلاری کنار گذاشته خواهید شد.»

لغو پروازها مشکل تازه‌ای برای جمعیت ۹۰ میلیونی ایران است که همین حالا هم با تورم بالا و کاهش سریع ارزش ریال مواجه‌اند. شرکت‌های هواپیمایی ایران نقشی حیاتی در انتقال کالاهای ضروری، مانند دارو و قطعات یدکی خودرو و فراهم کردن امکان خروج مردم از کشور داشته‌اند.

روز سه‌شنبه اختلال در پروازها در میان شرکای تجاری منطقه‌ای ایران آغاز شد. سازمان هواپیمایی کشوری ایران روز سه‌شنبه اعلام کرد که تمام پروازهای تهران به بغداد در عراق و مسقط در عمان، از نیمه‌شب چهارشنبه لغو شده‌اند. جمهوری آذربایجان نیز اعلام کرد که از این پس هیچ شرکت هواپیمایی ایرانی حق استفاده از فرودگاه‌های این کشور را ندارد.

سخنگوی سازمان هواپیمایی کشور گرجستان گفت که تمامی پروازهای خروجی از گرجستان به مقصد ایران از روز دوشنبه متوقف شده‌اند.

هفتۀ گذشته، هواپیمایی ماهان به مشتریان خود اعلام کرد که به درخواست ترکیه و عمان، پروازهای خود به این دو کشور را متوقف خواهد کرد. تحریم‌های قبلی نیز توانایی ایران برای نگهداری ناوگان هوایی خود را تحت تأثیر قرار داده‌اند، زیرا هواپیماهای تجاری به‌طور گسترده نیازمند قطعات آمریکایی هستند.

با این حال، تا بعدازظهر سه‌شنبه، به نظر می‌رسید برخی از پروازهای شرکت‌های هواپیمایی ایران به مقاصد بین‌المللی دیگر، از جمله دبی، همچنان طبق برنامه انجام می‌شوند. وزارت امور خارجۀ امارات متحدۀ عربی به درخواست برای اظهارنظر پاسخی نداد.

ترکیه، که از مدت‌ها قبل تمایلی به اجرای تحریم‌های اقتصادی آمریکا نداشته است، اکنون محدودیت‌هایی را علیه بانک‌های ایرانی اعمال می‌کند. هفتۀ گذشته، نهادهای ناظر مالی در آنکارا مجوز فعالیت شعبۀ بانک ملی ایران در استانبول را لغو کردند و کنترل گلدن گلوبال اینوستمنت بانک، یک بانک مستقر در استانبول را که اوایل همین ماه نیز به دلیل نقض تحریم‌های مرتبط با ایران تحریم شده بود، در دست گرفتند.

مقاومت چین و روسیه در مقابل کارزار تحریمی آمریکا

با این حال، چین و روسیه در حال مقاومت در برابر کارزار آمریکا هستند. اواخر روز سه‌شنبه، طبق اطلاعات وب‌سایت ردیابی هواپیما Flightradar24، هواپیماهای ماهان در حال پرواز به مسکو و گوانگژو، مرکزی صنعتی در جنوب چین، بودند.

لویت، که اکنون پژوهشگر ارشد مؤسسۀ واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک است، گفت: «تلاشی به رهبری چین، روسیه و ایران در جریان است تا هر کاری که می‌توانند برای تضعیف نظام تحریم‌های بین‌المللی و به‌ویژه تحریم‌های یکجانبۀ آمریکا انجام دهند.»

وزارت امور خارجۀ چین اعلام کرد که تحریم‌های اعمال‌شده علیه ماهان و دیگر شرکت‌های هواپیمایی ایران را اجرا نخواهد کرد. این وزارتخانه در بیانیه‌ای در روز سه‌شنبه گفت: «مبادلات دوستانه و همکاری میان چین و ایران، که بر اساس احترام متقابل و منفعت متقابل انجام می‌شوند، مشروع و قانونی هستند.»

بازتاب سخنرانی رئیس‌جمهور ایران در رسانه‌های جهان

به گزارش اقتصادران، رسانه‌های آمریکایی همچون سایر رسانه‌های جهان، سخنرانی مسعود پزشکیان رئیس‌جمهور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل را به طور گسترده بازتاب داده و بخش‌های گوناگون آن از جمله تسلیم نشدن ایران را مورد توجه قرار دادند.

«وال‌استریت ژورنال» با انتشار گزارشی خبری از سخنرانی رئیس‌جمهور ایران در دومین روز از هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک نوشت: پزشکیان گفت که ایران برای مذاکره به منظور پایان دادن به جنگ با آمریکا آمادگی دارد، اما هشدار داد که تهران هرگز تسلیم قلدری آمریکا نمی‌شود و از برنامه هسته‌ای خود دست برنخواهد داشت.

روزنامه «نیویورک تایمز» نیز به این نکته اشاره کرد که ایران اولین کشوری است که رئیس دولتش در حالی که درگیر جنگ با آمریکا و میزبان مقر سازمان ملل است، در مجمع عمومی این نهاد در نیویورک حاضر شد.

این روزنامه با بیان اینکه «پزشکیان از تریبون دیپلماتیک مجمع عمومی برای بیان دیدگاه ایران استفاده کرد» افزود: رئیس‌جمهور ایران تاکید کرد که کشورش از برنامه هسته‌ای غیرنظامی دست نخواهد کشید، اما در‌های دیپلماسی با آمریکا را بازگذاشت.

شبکه «سی‌ان‌بی‌سی» نیز گزارش داد: رئیس‌جمهور ایران در یک سخنرانی جسورانه در سازمان ملل، آمریکا و اسرائیل را عامل بی‌ثباتی جهانی معرفی کرد.

این گزارش افزود: سخنرانی پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، سرزنش تندی علیه دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا بود؛ کسی که یک روز پیش از آن در سازمان ملل گفته بود در حال بررسی این موضوع است که آیا پس از نزدیک به هفت ماه جنگ، ایران را «نابود» کند یا خیر.

«سی‌ان‌بی‌سی» نیز گزارش داد: پزشکیان با بیان اینکه ایران قربانی تجاوز‌های آمریکا و اسرائیل است، تاکید کرد که کشورش «تا آخرین نفس» به مقابله ادامه خواهد داد.

شبکه «ان‌بی‌سی نیوز» نیز در گزارشی گفت که رئیس‌جمهور ایران پس از تهدید‌های ترامپ لحنی قاطع اتخاذ کرد؛ این شبکه افزود: پزشکیان با نشان دادن تصویری از کودکانی که بر اثر اصابت یک پرتابه آمریکایی به مدرسه‌ای ابتدایی در میناب جان باخته بودند، به تلفات غیرنظامیان اشاره کرد.

ان‌بی‌سی نیوز در بخشی دیگری از گزارش خود اقدام پزشکیان در نشان دادن تصویری از آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، رهبر شهید انقلاب در مجمع عمومی سازمان ملل را مورد توجه قرار داد.

تارنمای «آکسیوس» نوشت: پزشکیان از یکی از بزرگ‌ترین تریبون‌های دیپلماتیک جهان استفاده کرد تا در خاک ایالات متحده، مستقیما ترامپ را به چالش بکشد؛ آن هم در شرایطی که تقابل میان ایران و محور آمریکا-اسرائیل همچنان ادامه دارد.

این تارنمای آمریکایی اضافه کرد: پزشکیان توصیف ترامپ از ایران به عنوان منش تروریسم را قاطعانه رد، و تاکید کرد که ایرانیان خود «قربانیان تروریسم» هستند.

«آسوشیتدپرس» نیز تیتر زد: پزشکیان در یک سخنرانی قاطعانه ترامپ را به چالش کشید و گفت که ایران «تا آخرین نفس» مبارزه خواهد کرد.

روزنامه «واشنگتن پست: نوشت: رئیس جمهور ایران در سازمان ملل گفت که کشورش «باید قدرتمند باشد تا از تهدید شدن در امان بماند.»

ایران و آمریکا به جنگ نزدیک‌تر شدند یا توافق؟

به گزارش اقتصادران، نیویورک در حالی به صحنه تازه‌ای برای دیپلماسی ایران و آمریکا تبدیل شده که فاصله میان ادبیات دو طرف هنوز بسیار زیاد است. تنها یک روز پس از آنکه دونالد ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل از امکان «نابودی» جمهوری اسلامی سخن گفت، مسعود پزشکیان در همان تریبون اعلام کرد ایران نه از جنگ می‌ترسد و نه از مذاکره برای صلح فرار می‌کند.

مهم‌تر از این ادبیات تند، اما فعال شدن کانال تماس میان تهران و واشنگتن است. در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل، تیم‌های ایران و آمریکا ساعت‌ها از طریق میانجی‌ها با یکدیگر در ارتباط بودند. استیو ویتکاف و جرد کوشنر از طرف آمریکا و عباس عراقچی از طرف ایران در این روند حضور داشتند. روایت‌ها درباره شکل دقیق این تماس متفاوت است؛ دونالد ترامپ از «جلسه بسیار خوب و سازنده» سخن گفت، در حالی که مقام‌های ایرانی تأکید کردند تماس از طریق میانجی‌ها انجام شده و دیدار مستقیم میان عراقچی و ویتکاف صورت نگرفته است. رویترز نیز به نقل از مقام‌های ایرانی همین روایت را تأیید کرده است.

رفتار کج دار و مریز ترامپ

مهم‌ترین تصویر از وضعیت فعلی روابط تهران و واشنگتن را ترامپ ترسیم می‌کند. رئیس‌جمهوری آمریکا در سخنرانی خود در سازمان ملل از گزینه‌های بسیار سخت علیه ایران سخن گفت، اما چند ساعت بعد از مذاکرات با ایران استقبال کرد و گفت «شتاب زیادی» برای رسیدن به توافق وجود دارد.

این دوگانگی را نمی‌توان نادیده گرفت. واشنگتن از یک سو فشار نظامی و اقتصادی را حفظ کرده و از سوی دیگر کانال مذاکره را باز نگه داشته است. به نظر می‌رسد دولت ترامپ می‌خواهد همزمان دو پیام را منتقل کند؛ برای مذاکره آماده است، اما حاضر نیست فشار را تا زمان دریافت امتیاز از تهران کنار بگذارد.

مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز روز گذشته تأکید کرد رسیدن به توافق با ایران به «تلاش و مذاکره در طول زمان» نیاز دارد و گزینه نظامی همچنان روی میز است؛ بنابراین حتی از نگاه واشنگتن نیز آنچه در نیویورک رخ داده، توافق نهایی یا حتی یک توافق نزدیک به نهایی نیست.

تهران چه می‌خواهد؟

در سوی دیگر، تهران نیز با یک بسته مشخص وارد میدان شده است. بنا به ادعای رویترز، پیشنهاد ایران از طریق میانجی‌ها به آمریکا منتقل شده و مقام‌های ایرانی گفته‌اند در صورت کاهش فشار نظامی آمریکا و برداشته شدن محاصره بنادر ایران، امکان بازگشایی تنگه هرمز ظرف یک هفته وجود دارد. مقامات ایرانی این موضوع را تایید نکرده، اما تکذیب هم نکرده‌اند. گزارش‌های دیگر نیز از طرح موضوع پایان خصومت‌ها، رفع محاصره دریایی و آزادسازی دارایی‌های ایران حکایت دارد. به این ترتیب، هرمز در مذاکرات فعلی فقط یک موضوع نظامی یا امنیتی نیست؛ بلکه به یکی از اصلی‌ترین ابزار‌های چانه‌زنی تبدیل شده است.

تهران عملاً می‌گوید بازگشت عادی کشتیرانی می‌تواند بخشی از یک توافق بزرگ‌تر باشد، اما در مقابل باید فشار نظامی و اقتصادی آمریکا نیز کاهش پیدا کند. این در حالی است که واشنگتن می‌خواهد بازگشت کشتیرانی به وضعیت عادی را تا حد زیادی مستقل از سایر مسائل ببیند. همین اختلاف بر سر «ترتیب اقدامات» یکی از موانع اصلی مذاکره است.

حادثه تازه در تنگه هرمز

همزمان با تلاش‌های دیپلماتیک، در تنگه هرمز یک حادثه تازه گزارش شده است. سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا دیروز اعلام کرد که یک کشتی باری هدف یک پرتابه ناشناس قرار گرفته، دچار آتش‌سوزی شده و دو نفر از خدمه آن زخمی شده‌اند. مسئولیت این حادثه هنوز مشخص نشده است.

این حادثه نشان می‌دهد فاصله میان «مذاکره» و «جنگ» هنوز بسیار کم است. در چنین شرایطی، حتی یک حادثه دریایی می‌تواند محاسبات دو طرف را تغییر دهد و مسیر گفت‌و‌گو‌ها را دشوارتر کند.

از طرف دیگر، حملات به کشتی‌ها و کاهش شدید تردد در هرمز به این معناست که حتی اگر تهران و واشنگتن بر سر اصل بازگشت به دیپلماسی توافق کنند، بازگرداندن امنیت پایدار به این مسیر به یک سازوکار عملی و قابل اعتماد نیاز دارد.

پزشکیان پاسخ ترامپ را داد

مسعود پزشکیان در سخنرانی خود در سازمان ملل تلاش کرد همین دوگانه را در موضع ایران کنار هم قرار دهد. او گفت ایران برای دفاع از خود از جنگ نمی‌هراسد، اما برای صلح از مذاکره فرار نمی‌کند. پزشکیان همچنین تأکید کرد ایران به دنبال سلاح هسته‌ای نیست، اما از دانش و فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای صرف‌نظر نخواهد کرد.

او همچنین در پاسخ به تهدید‌های ترامپ گفت تهدید، ایران را منسجم‌تر می‌کند و تأکید کرد: «ملت ایران متجاوزان را پشیمان خواهد کرد.» این سخنان در واقع همان نقطه‌ای را نشان می‌دهد که مذاکره‌کنندگان ایرانی در آن قرار دارند؛ پذیرش اصل مذاکره بدون پذیرش ادبیات تسلیم.

پزشکیان در بخش دیگری از سخنان خود درباره امنیت منطقه نیز گفت: «یا امنیت را با همدیگر خواهیم ساخت یا ناامنی را با یکدیگر تحمل خواهیم کرد.»

این موضع می‌تواند بخشی از تلاش تهران برای تبدیل پرونده ایران و آمریکا از یک مناقشه صرفاً دوجانبه به یک موضوع امنیتی منطقه‌ای باشد.

جنجال در تهران

حاشیه و خبرسازی‌های داخلی را نیز در این بین نمی‌توان نادیده گرفت. انتشار خبر تماس میان عراقچی و تیم آمریکایی بلافاصله با واکنش رسانه‌های اصولگرا روبه‌رو شد. تسنیم از عراقچی خواست درباره این تماس توضیح دهد و فارس نیز پرسش‌هایی درباره چرایی این ارتباط مطرح کرد. ابراهیم رضایی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز از وزیر خارجه خواست درباره مجوز و سیاست‌گذاری مربوط به این تماس توضیح دهد.

در واقع، بحث اصلی منتقدان این نیست که تهران باید برای پایان جنگ مذاکره کند یا نه؛ بلکه مسئله آنها این است که چرا در شرایطی که شروط ایران قبلاً از طریق میانجی‌ها منتقل شده، تماس جدیدی با طرف آمریکایی برقرار شده است.

این واکنش‌ها در کنار جنجالی که طیف رادیکال و نزدیک به پایداری به خاطر حضوری یکی از نمایندگان ایران هنگام سخنرانی ترامپ در سالن به راه انداختند؛ نشان می‌دهد حتی اگر مسیر مذاکره از نظر ساختار قدرت باز باشد، درباره نحوه پیشبرد آن اختلاف نظر وجود دارد.

در همین حال، یحیی رحیم‌صفوی، مشاور نظامی رهبر جمهوری اسلامی، گفته است تصمیم رهبری برای «باز گذاشتن دست دولت» در مذاکرات نشان‌دهنده یک تصمیم راهبردی بوده است؛ بنابراین در کنار مخالفت رسانه‌ها و برخی نمایندگان با تماس عراقچی، نشانه‌هایی هم از وجود مجوز و حمایت سطح بالای حاکمیت از ادامه مسیر دیپلماسی دیده می‌شود.

این دوگانگی برای آینده مذاکرات مهم است؛ زیرا هر توافق احتمالی فقط به موافقت تیم مذاکره‌کننده نیاز ندارد و باید بتواند در داخل ایران نیز پشتوانه سیاسی و امنیتی پیدا کند.

فشار‌های آمریکا؛ از دریا تا آسمان

همزمان با مذاکرات نیویورک، فشار آمریکا وارد مرحله تازه‌ای شده است. تحریم‌های مربوط به صنعت هوانوردی ایران از روز چهارشنبه اجرایی شده و واشنگتن تهدید کرده کشور‌هایی که به ارائه خدمات به هواپیما‌های ایرانی ادامه دهند نیز با تحریم‌های ثانویه مواجه خواهند شد.

محسن رضایی در واکنش به این اقدام به کشور‌های منطقه هشدار داده اگر با تحریم‌های هوایی آمریکا همراه شوند، فرودگاه‌های آنها نیز ممکن است با مشکل روبه‌رو شوند.

این موضع نشان می‌دهد جنگ اقتصادی در حال گسترش به حوزه‌هایی فراتر از انرژی و کشتیرانی است و همین مسئله می‌تواند فشار بیشتری بر تهران وارد کند.

اما در سوی دیگر، چنین فشار‌هایی الزاماً به معنای تسلیم سریع ایران نیست. تجربه ماه‌های گذشته نشان داده افزایش فشار اقتصادی می‌تواند مواضع تهران را سخت‌تر نیز بکند و مسئله اصلی را از «امکان توافق» به «شرایط توافق» منتقل کند.

در همین راستا، الجزیره در تحلیلی نوشته که انتظار یک توافق نهایی در همین هفته واقع‌بینانه نیست. به گفته تحلیلگران این رسانه، اکنون مهم‌ترین نشانه پیشرفت این خواهد بود که تماس‌های بعدی ادامه پیدا کند، دو طرف درباره ترتیب اقدامات به تفاهم برسند و از بیان صرف شروط حداکثری به سمت جزئیات اجرایی حرکت کنند.

این نکته مهم است. تا اینجا تهران می‌گوید پایان جنگ و رفع فشار نظامی باید مقدمه بازگشایی هرمز باشد و واشنگتن خواهان آزادی کشتیرانی و محدودیت‌های هسته‌ای ایران است. هر دو طرف هنوز می‌خواهند ابتدا طرف مقابل قدم بردارد.

مشکل اصلی همین جا است؛ مذاکره زمانی از مرحله پیام‌رسانی عبور می‌کند که دو طرف حاضر شوند بخشی از خواسته‌های خود را به اقدامات متقابل و قابل راستی‌آزمایی تبدیل کنند.

فرصت مذاکره یا فقط مکث در جنگ؟

آنچه امروز در نیویورک دیده می‌شود نه نشانه پایان جنگ است و نه بازگشت قطعی به جنگ تمام‌عیار. تهران و واشنگتن هر دو همزمان از قدرت نظامی خود سخن می‌گویند و از امکان دیپلماسی.

ترامپ از یک سو ایران را تهدید می‌کند و از سوی دیگر از «شتاب» برای توافق حرف می‌زند. پزشکیان از یک سو بر مقاومت و دفاع تأکید دارد و از سوی دیگر می‌گوید ایران از مذاکره برای صلح فرار نمی‌کند. عراقچی و تیم دیپلماتیک ایران در حال انتقال شروط تهران هستند و همزمان در داخل کشور درباره نحوه این تماس‌ها فشار سیاسی ایجاد شده است.

بنابراین، مذاکره در نیویورک اگر بتواند به توافق بر سر ترتیب اقدامات، کاهش فشار نظامی، بازگشت تدریجی کشتیرانی در هرمز و سپس حل اختلافات هسته‌ای و اقتصادی منجر شود، می‌تواند نقطه شروعی برای خروج از جنگ باشد. اما اگر تماس‌ها صرفاً به انتقال دوباره شروط دو طرف محدود بماند، تهدید‌های متقابل و حوادث میدانی می‌توانند دوباره بر دیپلماسی غلبه کنند.

تغییر فتوای هسته‌ای و خروج از NPT؛ آش نخورده و دهن سوخته؟

به گزارش اقتصادران، اظهارات اخیر حسن قشقاوی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، بار دیگر بحث‌های داغ و دیرینه پیرامون «امکان تغییر فتوای حرمت ساخت سلاح هسته‌ای» و «خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT)» را به صدر اخبار رسانه‌ها بازگردانده است. قشقاوی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری ایلنا صراحتاً اشاره کرد که کشتن رهبر کشور بستری را فراهم آورده که رهبر جدید می‌تواند در همه زمینه‌ها از جمله سلاح هسته‌ای فتوای جدیدی بدهد. او البته بلافاصله یادآور شد که تاکنون چیزی درباره تغییر فتوای پیشین نشنیده است.

سخنگوی کمیسیون امنیت ملی درباره طرح سه فوریتی خروج از NPT نیز با تاکید بر اینکه ایران اهل جنگ نیست و دنبال آرامش و ثبات است، خاطرنشان ساخت که بدون دستیابی به مقام بازدارندگی کامل، هرگونه اقدام دیپلماتیک یا نظامی ممکن است به جنگ بعدی منجر شود.

این سخنان در کنار مواضع موازی سایر چهره‌های سیاسی، نشان از حساسیت بالایی دارد که در فضای پس از تنش‌های اخیر و سایه سنگین تحولات نظامی بر سیاست داخلی و خارجی کشور حاکم شده است. اما مسئله اصلی این است که در شرایط فعلی بین‌المللی و منطقه‌ای، چنین تصمیمی تا چه حد واقعی و محتمل است و پیامد‌های عملی آن برای کشور چه خواهد بود.

سیگنال‌های متناقض؛ از «تغییر فتوا» تا «پایبندی به دکترین صلح‌آمیز»

نگاهی به مجموع مواضع دیپلماتیک و سیاسی روز‌های اخیر نشان می‌دهد که حاکمیت در حال ارسال سیگنال‌های چندلایه به طرف‌های غربی است. همزمان با مانور نمایندگان مجلس روی گزینه‌های سخت‌گیرانه، دستگاه دیپلماسی تلاش دارد تصویر عقلانی و متعهد به موازین بین‌المللی را حفظ کند. عباس عراقچی در پاسخ به سوال خبرنگار الجزیره درباره امکان تغییر فتوای هسته‌ای، موضعی متوازن اتخاذ کرده و گفته بود: دکترین هسته‌ای ایران همواره صلح‌آمیز بوده و هست. او تاکید کرد که فتوا به شخص صادرکننده آن بستگی دارد و اگرچه هنوز در موقعیتی نیست که درباره دیدگاه فقهی یا سیاسی رهبر جدید قضاوت کند، اما برداشتش این است که این دیدگاه تفاوت زیادی با سیاست‌های قبلی نخواهد داشت و باید منتظر نظر مشخص ایشان ماند.

از سوی دیگر، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در گفت‌و‌گو با الجزیره ضمن تاکید بر این‌که ایران هنوز به فتوای رهبری درباره دکترین هسته‌ای پایبند است، یادآور شد که مشخص نیست در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد و ماندن ایران در NPT تماماً به رفتار آمریکا بستگی دارد. این دست مواضع، در حقیقت نوعی ابزار بازدارندگی در برهه حساس خروج از جنگ و بازتعریف معادلات منطقه‌ای محسوب می‌شود تا طرف مقابل در محاسبات خود درباره فشار حداکثری دست به عصا حرکت کند.

موازی‌کاری مجلس با شورای عالی امنیت ملی؟

یکی از ابهامات جدی در این میان، مرجع اصلی تصمیم‌گیری درباره چنین چرخش‌های بزرگ استراتژیک است. بر اساس اصل ۱۷۶ قانون اساسی، تعیین سیاست‌های دفاعی و امنیتی کشور در چارچوب سیاست‌های کلی رهبری، بر عهده شورای عالی امنیت ملی قرار دارد. طرح‌های احساسی یا سه فوریتی برخی نمایندگان مجلس برای خروج از NPT، پیش از آنکه یک اقدام اجرایی باشد، نوعی واکنش سیاسی تلقی می‌شود. حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، رئیس سابق کمیسیون امنیت ملی مجلس، با نقد این رویکرد تاکید می‌کند که معنای خروج از NPT این است که ایران می‌تواند برنامه هسته‌ای نظامی را دنبال کند، اما وقتی چنین برنامه‌ای وجود ندارد، تنها خاصیت چنین طرح‌هایی این است که کسانی مثل ترامپ که به دنبال اجماع جهانی علیه ایران هستند، با منع و چالش کمتری مواجه شوند.

فلاحت‌پیشه همچنین معتقد است که اگر قرار بر دور کردن کشور از جنگ باشد، رئیس‌جمهور باید با تفویض اختیار کامل در نشست‌های بین‌المللی حضور یابد و حتی امکان مذاکره مستقیم را بررسی کند.

حتی در درون مجلس نیز صدای مخالفان چنین شتاب‌زدگی‌هایی به گوش می‌رسد. محمد سراج، نماینده تهران، صراحتاً در صحن مجلس هشدار داده است که خروج از NPT به معنای تمایل به سمت سلاح هسته‌ای تعبیر شده و در نتیجه، ایران دوستان بین‌المللی‌اش را از دست خواهد داد و حمایت آنها را سلب خواهد کرد. او پیشنهاد می‌دهد به جای خروج، بازرسان غربی پذیرفته نشوند و در عوض کشور‌هایی مانند چین و روسیه نظارت را بر عهده بگیرند.

همچنین ابراهیم بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی، معتقد است مطرح کردن خروج از NPT بدون داشتن بمب اتم، تنها هزینه اضافی و پیش‌دستی دیپلماتیک برای دشمنان ایجاد می‌کند و حامیانی مثل پکن و مسکو را هم از ایران دور خواهد کرد.

تصمیم نهایی؛ چقدر محتمل است؟

واقعیت‌های سیاسی و اقتصادی، اما نشان می‌دهد که احتمال خروج رسمی ایران از NPT یا اعلام تغییر دکترین هسته‌ای در شرایط فعلی بسیار پایین است. در وهله نخست، ارزیابی هزینه و فایده دیپلماتیک نشان می‌دهد ایران در شرایط حساس پساجنگ و درگیر بازسازی و ثبات‌بخشی به اقتصاد خود قرار دارد و خروج از NPT به معنای فعال‌سازی خودکار مکانیسم‌های بین‌المللی، اجماع کامل شورای امنیت و مشروعیت‌بخشی به هرگونه اقدام نظامی یا تحریمی تهاجمی‌تر از سوی آمریکا و متحدانش خواهد بود.

ضمن اینکه، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی، بار‌ها تاکید کرده است که اگر ایران به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای بود اصلاً عضو NPT نمی‌شد؛ بنابراین خروج از این معاهده، آخرین کارت بازی ایران است که استفاده نابهنگام از آن، دست کشور را در چانه‌زنی‌های آینده خالی می‌کند.

در نهایت، با وجود همه تنش‌ها و آرایش نظامی منطقه، رایزنی‌های تهران با میانجی‌های منطقه‌ای نظیر قطر و پاکستان همچنان ادامه دارد و کانال‌های دیپلماتیک به طور کامل بسته نشده‌اند.

پیامد‌ها و هزینه‌های احتمالی یک تصمیم هیجانی

اگر گمانه‌زنی‌های مربوط به تغییر فتوا یا خروج از NPT از سطح سیگنال‌دهی بازدارنده فراتر رود و وارد فاز عملیاتی شود، تبعات سنگینی به همراه خواهد داشت. نخستین پیامد، فروپاشی ائتلاف‌های شرقی خواهد بود؛ چراکه کشور‌های همراه نظیر چین و روسیه که همواره بر عدم اشاعه سلاح‌های هسته‌ای تأکید دارند، در صورت خروج ایران از NPT، پوشش‌های حمایتی و دیپلماتیک خود را پس خواهند کشید.

پیامد دوم، اجماع‌سازی سریع برای جریان‌های تندرو در واشنگتن است؛ زیرا فضای تند سیاسی آمریکا به دنبال بهانه‌ای برای بازسازی ائتلاف جهانی علیه تهران است و طرح‌های بدون پشتوانه کارشناسی دقیقاً خوراک تبلیغاتی لازم را به دشمنان می‌رساند.

در نهایت، تعلیق کامل نظارت‌ها به معنای قطع آخرین نخ‌های ارتباطی با نهاد‌های بین‌المللی و تعمیق تحریم‌های همه‌جانبه اقتصادی بر جامعه خواهد بود.

اظهارات حسن قشقاوی و سایر سیاسیون را باید در ظرف زمان و به‌عنوان بخشی از بازی بازدارندگی و پاسخ به تهدیدات خارجی تحلیل کرد. با این حال، مرز باریکی میان «تهدید به ابزار بازدارنده» و «افتادن در تله اجماع‌سازی دشمن» وجود دارد. عقلانیت سیاسی و نهاد‌های بالادستی تصمیم‌گیری نظیر شورای عالی امنیت ملی آگاهند که امنیت پایدار کشور نه از مسیر تصمیمات شتاب‌زده تقنینی، بلکه از طریق ساخت بازدارندگی همه‌جانبه، هوشمندی دیپلماتیک و حفظ پرستیژ بین‌المللی عبور می‌کند.

دیدار هیأت ایرانی و آمریکایی مجوز رهبری را ندارد

به گزارش اقتصادران، امیرحسین ثابتی، نماینده مجلس، در حساب کاربری خود در فضای مجازی نوشت:

«دیدار هیأت ایرانی و آمریکایی، مصوبه شعام را نداشته و رهبر انقلاب مجوزی برای چنین دیداری صادر نکرده‌اند و این اقدام باعث می‌شود جمهوری‌خواهان در قدرت بمانند.»

بازی عجیب ترامپ با ایران؛ تهدید پشت تریبون سازمان ملل، مذاکره پشت درهای بسته!

به گزارش اقتصادران، سخنرانی دونالد ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل متحد را باید یکی از بی‌پرده‌ترین اظهارات یک رئیس‌جمهور آمریکا درباره خط‌مشی جنگ و صلح در خاورمیانه دانست. در شرایطی که تنش‌های اخیر، بحران دریانوردی در خلیج فارس و محاصره بنادر جنوبی منطقه را در وضعیت بحرانی قرار داده، ترامپ در تریبونی که اصولاً برای دیپلماسی و صلح جهانی بنا شده، ادبیاتی به کار برد که مرز میان تهدید نظامی و پیشنهاد معامله سیاسی در آن بسیار باریک بود. اما تحولات چند ساعت بعد و انتشار اخبار گفت‌و‌گو‌های فشرده غیرمستقیم میان هیئت‌های ایران و آمریکا در نیویورک نشان داد که این نطق تند، در واقع بسترسازی سیاسی برای یک چانه‌زنی مهم در حاشیه مجمع عمومی بوده است.

ترامپ در بخش اصلی سخنانش درباره ایران، مواضع خود را به دو گزینه صریح تقلیل داد و با به کارگیری ادبیاتی خشن گفت: «یک تصمیم بزرگ پیش روی من است: آیا با ایران توافقی شکل خواهد گرفت که به آنها اجازه دهد بازسازی شوند و کشوری بسیار بزرگتر بسازند؟ یا اینکه جمهوری اسلامی را به سرعت نابود خواهم کرد و دیگر هرگز به آنها فرصت تخریب نخواهم داد؟ آیا آنها را بدون هیچ شانس بقایی به جهنم برانم؟»
او بلافاصله پس از این تهدید کم‌نظیر، در امتداد نگاه معامله‌گرایانه خود افزود: «اما من باور دارم که ما درست پس از انتخابات معامله خواهیم کرد، چون عقلانی نیست که آنها معامله نکنند… آنها منتظرند ببینند من در انتخابات میان‌دوره‌ای چه می‌کنم، اما متوجه نیستند که من خودم کاندیدا نیستم؛ من پیش از این در یک پیروزی بزرگ برنده شده‌ام.» این دوگانه‌سازی نشان می‌دهد راهبرد «صلح از طریق اقتدار» بیش از آنکه یک دکترین ثابت باشد، ابزاری برای تحلیم تمایلات واشنگتن است تا با قرار دادن تهدید محو کامل در کنار چشم‌انداز یک توافق، هزینه عدم مذاکره را بالا ببرد.

رئیس‌جمهور آمریکا با نادیده گرفتن سازوکار‌های چندجانبه، بار دیگر بر بی‌اعتمادی خود به نهاد‌های بین‌المللی تأکید کرد و یادآور شد: «در حالی که دیگران فقط حرف زده‌اند، من عمل کرده‌ام. در حالی که دیگران از صلح سخن گفته‌اند، من صلح ساخته‌ام.» او همچنین با تکرار خط قرمز همیشگی خود ادعا کرد که هرگز اجازه دست‌یابی ایران به سلاح هسته‌ای را نخواهد داد.

اما نقطه عطف موضع‌گیری ترامپ، هشدار مستقیمی بود که در دیدار با رهبران کشور‌های عرب حوزه خلیج فارس مطرح کرد؛ جایی که با اشاره به تاسیسات حساس نظامی (از جمله منطقه کوه کلنگ) مدعی شد در صورت مشاهده تحرکات جدید، اقدام به انهدام آن خواهد کرد. این تهدیدات آشکارا نشان داد که واشنگتن مایل است اهرم فشار نظامی را هم‌زمان با کانال‌های دیپلماتیک حفظ کند.

از تریبون سازمان ملل تا اتاق‌های مذاکره؛ چرخش سریع به دیپلماسی غیرمستقیم

تحلیل سخنرانی ترامپ زمانی مقدور می‌شود که آن را در کنار رویداد‌های بلافاصله پس از آن قرار دهیم. تنها چند ساعت پس از این نطق، گزارش‌های موثق خبری از برگزاری یک دور مذاکرات سه ساعته و فشرده میان نمایندگان دو کشور از طریق میانجی‌های قطری خبر دادند. حضور استیو ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ، و جرد کوشنر در این رایزنی‌ها و توصیف گفت‌و‌گو‌ها به عنوان رویدادی «مفصل، سازنده و نویدبخش» از سوی ویتکاف، نشان داد که اظهارات تند ترامپ در مجمع عمومی، در واقع مانور برای چانه‌زنی از موقعیت برتر بوده است.

در جریان این تعاملات، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، تاکید کرد که شروط تهران شامل «خاتمه درگیری‌ها در تمام جبهه‌ها»، «رفع کامل محاصره دریایی» و «آزادسازی دارایی‌های مسدودشده» به صورت شفاف ابلاغ شده است. در مقابل، گزارش‌های رویترز از پیشنهاد ایران برای بازگشایی ظرف هفت روزه تنگه هرمز در صورت رفع محاصره بنادر جنوبی پرده برداشت؛ امری که نشان داد دیپلماسی علی‌رغم تهدید‌های لفظی ترامپ، در عمل وارد جزییات کاربری شده است. بگذریم از اینکه بنا به ادعای العربیه ترامپ این پیشنهاد برای رفع محاصره را نپذیرفته است.

در مجموع لحن سرشار از تهدید ترامپ در مجمع عمومی و چرخش سریع او به سمت مذاکرات غیرمستقیم، بیانگر آن است که واشنگتن به دنبال تحمیل معامله‌ای از موقعیت فشار است، اما در عین حال نیاز مبرم منطقه به آرامش و عبور از بحران ترانزیت انرژی، فضای مانور مانور دیپلماتیک را باز نگه داشته است.

گره زدن تحولات منطقه‌ای به محاسبات داخلی و انتخابی آمریکا از سوی ترامپ، لزوم اتخاذ یک دیپلماسی فعال، هوشمندانه و زمان‌سنج از سوی تهران را بیش از پیش گوشزد می‌کند. در شرایطی که طرف آمریکایی می‌کوشد با تهدید نظامی و پیشنهاد معامله، ابتکار عمل را در دست بگیرد، تکیه بر شروط منطقی و فکت‌محور، فعال‌سازی کانال‌های منطقه‌ای نظیر قطر، و انسجام‌بخشی به جبهه داخلی، حیاتی‌ترین راهکار‌ها برای موازنه قدرت و مهار زیاده‌خواهی‌های واشنگتن در نیویورک خواهد بود.