• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
  • برابر با : Saturday - 13 July - 2024
0

روایت از سیر تحول بلاگری در ایران / آیا بلاگرها خود واقعی‌شان را نشان می‌دهند؟

  • کد خبر : 1937136
  • 18 تیر 1403 - 9:52
روایت از سیر تحول بلاگری در ایران / آیا بلاگرها خود واقعی‌شان را نشان می‌دهند؟
مريم، بلاگر ۲۸‌ساله‌اي كه بيش از ۳۰۰ هزار دنبال‌كننده دارد، پس از خاموش كردن دوربين، نفسي عميق مي‌كشد. چهره‌اش درهم مي‌رود و خستگي از تمام وجودش مي‌بارد. اين‌طرف دوربين خبري از آن‌همه انرژي و شور و حال نيست. آن آدم مهربان پشت دوربين، داد بلندي سر تدوين‌گرش مي‌زند كه اگر ويدئو پنج دقيقه ديگر آماده نشود، اسپانسر مي‌پرد و آن‌وقت او مي‌داند و تدوين‌گر.

به گزارش اقتصادران، در یک مهمانی خانوادگی، در دفتر کار، در بهشت‌زهرا و بر سر مزار عزیزی تازه درگذشته یا در صحنه تصادفی هولناک، همه‌جا پر است از آدم‌هایی که گوشی ‌به‌دست مشغول تولید محتوا هستند. اگر خودمان یکی از آنها نباشیم ممکن است از دست‌شان کلافه بشویم، به طرز زندگی‌شان طعنه بزنیم و کارشان را مسخره کنیم اما احتمالا دیر یا زود ما هم دست‌کم وسوسه می‌شویم محتوایی تولید کنیم و بعد بنشینیم لایک‌هایش را بشماریم.

«ایرانی‌ها روزی هشت میلیون محتوا را به اشتراک می‌گذارند؛ چیزی معادل ۱۶۰۰ نسخه شاهنامه فردوسی.» این آمار را شرکت دیتاک از رفتار کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده است. گزارش این شرکت می‌گوید ۸۸ درصد این محتواها در پلتفرم‌های اینستاگرام، تلگرام و توییتر منتشر می‌شود. بلاگری و تولید محتوا به پدیده‌ای همه‌گیر در جهان تبدیل شده است و چنان با زندگی‌ها عجین شده که گویی آنها که تولید محتوا نمی‌کنند، اصلا وجود ندارند. در ایران هم به رغم محدودیت‌های گسترده اینترنت و فیلتربودن تقریبا همه شبکه‌های اجتماعی پرمخاطب در جهان، بلاگری با همه سویه‌های مثبت و منفی‌اش رواج گسترده‌ای یافته است.

از کافی‌‌نت‌ها تا اینستاگرام: سیر تحول بلاگری در ایران

به‌یادآوردن کلماتی مثل «وبلاگستان» و حتی «وبلاگ‌نویسی» حالا تا حدودی از نشانه‌های قدیمی‌بودن محسوب می‌شود. اوایل دهه ۱۳۸۰ بود که نطفه انقلابی بی‌صدا بسته می‌شد. انقلابی که قرار بود صدای نسلی را به گوش جهان برساند. علی، که آن روزها دانشجوی ۲۰‌ساله‌ای بود که با هیجان آخرین نوشته‌اش را در کافی‌نتی مرور می‌کرد. دستانش می‌لرزید وقتی روی دکمه «انتشار» کلیک می‌کرد. برای چه؟ خودش می‌گوید هنوز نمی‌داند. در آن سال‌ها، وبلاگ‌نویسی پنجره‌ای رو به جهان بود. جایی که می‌شد بی‌واسطه حرف زد، اندیشید و شنیده شد. از مسائل روزمره گرفته تا دغدغه‌های عمیق اجتماعی، همه‌چیز موضوع بحث بود. وبلاگستان فارسی، به سرعت به یک جامعه آنلاین پویا تبدیل شد و هنوز هم گاهی قدیمی‌ترها برایش بزرگداشت برگزار می‌کنند.

اما این تازه آغاز راه بود. با گذر زمان و ورود شبکه‌های اجتماعی، چهره بلاگری دگرگون شد. فیس‌بوک، توییتر و بعدها اینستاگرام، عرصه جدیدی را پیش روی بلاگرهای ایرانی گشودند. حالا دیگر تنها کلمات نبودند که حرف می‌زدند. تصاویر، ویدیوها و هشتگ‌ها هم به میدان آمده بودند. مریم، که زمانی وبلاگ‌نویسی گمنام بود، حالا به عنوان اینفلوئنسری با صدها هزار دنبال‌کننده شناخته می‌شود. او می‌گوید: «وبلاگم برایم مثل خانه‌ای امن بود. جایی که می‌توانستم خودم باشم. اما اینستاگرام؟ اینجا انگار روی صحنه‌ام. هر حرکتم زیر ذره‌بین است.» این تحول، چالش‌های جدیدی را هم به همراه خود آورد. اگر زمانی دغدغه بلاگرها تنها تولید محتوا بود، حالا باید استراتژی‌های بازاریابی دیجیتال را هم بلد باشند و مرز میان واقعیت و تبلیغات گاه به‌شدت مبهم می‌شود.

این سفر از وبلاگ‌های ساده تا پلتفرم‌های امروزی، دو دهه به درازا کشیده است و در همین مدت، چهره ارتباطات در ایران دگرگون شده است. باید دید که آینده چه در آستین دارد و نسل بعدی بلاگرها، چگونه این میراث را به پیش خواهند برد.

واقعیت پنهان زندگی بلاگرها

مریم، بلاگر ۲۸‌ساله‌ای که بیش از ۳۰۰ هزار دنبال‌کننده دارد، پس از خاموش کردن دوربین، نفسی عمیق می‌کشد. چهره‌اش درهم می‌رود و خستگی از تمام وجودش می‌بارد. این‌طرف دوربین خبری از آن‌همه انرژی و شور و حال نیست. آن آدم مهربان پشت دوربین، داد بلندی سر تدوین‌گرش می‌زند که اگر ویدئو پنج دقیقه دیگر آماده نشود، اسپانسر می‌پرد و آن‌وقت او می‌داند و تدوین‌گر.

در همین حال، گوشی‌ مریم زنگ می‌خورد. اسپانسر جدیدی است که می‌خواهد برای تبلیغ محصولش، مریم را به رویدادی مجلل دعوت کند. مریم با هیجانی ساختگی قبول می‌کند، در حالی که استرس در دستان و بی‌میلی در چشمانش به وضوح دیده می‌شود.

واقعیت زندگی بلاگرها، مانند پازلی پیچیده است که تکه‌های آن به ندرت در کنار هم قرار می‌گیرد. فشار مداوم برای تولید محتوای جذاب، رقابت بی‌امان با دیگر بلاگرها و انتظارات بی‌پایان مخاطبان، تنها بخشی از چالش‌های روزمره آنهاست. اما چرا این صنعت با وجود چالش‌های فراوان، همچنان جذاب به نظر می‌رسد؟ شاید پاسخ را بتوان در کلمات علی، بلاگر حوزه سفر، یافت: «گاهی حس می‌کنم در دنیایی موازی زندگی می‌کنم. دنیایی که در آن همه‌چیز زیبا و کامل است. اما وقتی به خودم می‌آیم، می‌بینم که این دنیا فقط روی صفحه نمایش وجود دارد.» علی، در حالی که این را می‌گوید، به عکس‌های سفر اخیرش نگاه می‌کند. عکس‌هایی پر از لبخند و مناظر زیبا. اما او به یاد می‌آورد چقدر برای گرفتن هرعکس وقت صرف کرده و چند بار تلاش کرده تا بهترین زاویه را پیدا کند. او آرام می‌گوید: «گاهی حس می‌کنم به جای زندگی کردن، فقط دارم زندگی را ثبت می‌کنم.»

دیگران خوانده‌اند، شما نیز بخوانید...
پایان جنجال مالیاتی دولت و طلافروشان؟

آیا بلاگرها خود واقعی‌شان را نشان می‌دهند؟

در عصر شبکه‌های اجتماعی، مرز میان واقعیت و نمایش، بیش از هر زمان دیگری مبهم شده است. بلاگرها، این ستاره‌های دنیای مجازی، در خط مقدم این ابهام قرار دارند. اما سوال اینجاست: آیا تصویری که آنها از خود ارایه می‌دهند، بازتابی صادقانه از هویت واقعی‌شان است؟ سارا، بلاگر ۲۵ ساله حوزه مد، با لبخندی تلخ می‌گوید: «گاهی حس می‌کنم دو نفرم. یکی سارایی که در اینستاگرام می‌بینید، و دیگری خودم. نمی‌دانم کدام یک واقعی‌تر است.» این فاصله بین خود واقعی و خود دیجیتال، تنها محدود به ظاهر نمی‌شود. علی اضافه می‌کند: «بارها شده که عقایدم را سانسور کرده‌ام تا مخاطبانم را از دست ندهم. گاهی حس می‌کنم دارم نقش بازی می‌کنم.» برخی بلاگرها تلاش می‌کنند تا تصویری واقعی‌تر از خود ارایه دهند. مینا، بلاگر حوزه سلامت روان، می‌گوید: «تصمیم گرفتم درباره مشکلات و شکست‌هایم هم صحبت کنم. این کار سخت بود، اما حس می‌کنم به من و مخاطبانم کمک کرده تا واقعی‌تر باشیم.»

سایه روشن شهرت مجازی

در پس نورافکن‌های خیره‌کننده شهرت مجازی، سایه‌هایی پنهان شده‌اند که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند. بسیاری از بلاگرها با چالش‌های روانی پیچیده‌ای دست و پنجه نرم می‌کنند که اغلب از چشم عموم پنهان می‌ماند.

«گاهی حس می‌کنم در قفسی طلایی گیر افتاده‌ام». این اعتراف نداست؛ بلاگری با بیش از یک میلیون دنبال‌کننده. او ادامه می‌دهد: «هر لحظه زندگی‌ام زیر ذره‌بین است. این فشار مداوم، گاهی نفس‌گیر می‌شود.» این فشار روانی تنها محدود به خود بلاگرها نیست. فاطمه، مادر یک بلاگر نوجوان، با نگرانی می‌گوید: «دخترم دایما نگران تعداد لایک‌ها و کامنت‌هاست. گاهی حس می‌کنم او دارد کودکی‌اش را از دست می‌دهد.» یکی دیگر از چالش‌های پنهان، مساله اعتیاد به تأیید دیجیتال است. علی اذعان می‌کند: «زمانی به نقطه‌ای رسیده بودم که اگر پستم به اندازه کافی لایک نمی‌گرفت، دچار حمله عصبی می‌شدم. فهمیدم نیاز به کمک حرفه‌ای دارم.»

در میان این چالش‌ها، برخی بلاگرها در حال یافتن راه‌هایی برای حفظ سلامت روان خود هستند. علی، بلاگر حوزه سفر، می‌گوید: «من روزهای دیجیتال دیتاکس [سم‌زدایی دیجیتال] برای خودم تعیین کرده‌ام. روزهایی که کاملا از فضای مجازی دور می‌شوم. این به من کمک می‌کند تعادل را حفظ کنم.»

علاوه بر این، در دنیایی که هر لحظه زندگی می‌تواند موضوع یک پست یا استوری باشد، مفهوم حریم خصوصی دستخوش تحولی عمیق شده است. بلاگرها، در خط مقدم این تحول، با چالشی پیچیده روبه‌رو هستند: حفظ تعادل بین نمایش‌دادن خود و حفاظت از زندگی شخصی. سارا در این باره می‌گوید: «حتی لحظات خصوصی‌ام، مثل صبحانه‌خوردن یا خواب شبانه، تبدیل به محتوا برای فالوورهایم شده.»

این چالش تنها محدود به خود بلاگرها نیست. مهدی، همسر یک بلاگر معروف، با نگرانی می‌گوید: «گاهی حس می‌کنم هر حرکت و رفتارم زیر ذره‌بین میلیون‌ها نفر است. این فشار، روی رابطه ما تأثیر گذاشته است.»

یکی دیگر از ابعاد این مساله، حریم خصوصی کودکان است. نسرین، مادر دو فرزند و بلاگر، می‌گوید: «من تصمیم گرفته‌ام چهره فرزندانم را نشان ندهم. نمی‌خواهم آنها قبل از اینکه خودشان تصمیم بگیرند، درگیر این دنیا شوند.» با این حال، والدینی هم هستند که نه‌تنها حریم خصوصی کودکان را رعایت نمی‌کنند که از کودکان در سنین پایین بلاگر می‌سازند.

اقتصاد پنهان بلاگری در ایران

در آپارتمان کوچکی در غرب تهران، نسرین با دقت آمار دنبال‌کنندگان وبلاگش را بررسی می‌کند. برای او، این اعداد فراتر از ارقامی ساده هستند؛ آنها نشان‌دهنده درآمد احتمالی ماه آینده‌اش هستند. نسرین در سال‌های اخیر، تولید محتوا را از یک سرگرمی به شغل اصلی خود تبدیل کرده‌اند.

نسرین می‌گوید: «وقتی شروع کردم، فکر نمی‌کردم روزی بتوانم از این راه زندگی‌ام را بگذرانم اما حالا، بلاگری منبع اصلی درآمد من است.»

دیگران خوانده‌اند، شما نیز بخوانید...
شرط صدور بیمه نامه شخص ثالث تغییر کرد

اقتصاد بلاگری در ایران، پدیده‌ای پیچیده و چندوجهی است. از یک سو، محدودیت‌های بین‌المللی و تحریم‌ها، دسترسی بلاگرهای ایرانی به منابع درآمدی جهانی مانند Google AdSense را محدود کرده است. از سوی دیگر، همین محدودیت‌ها باعث شکل‌گیری اکوسیستم اقتصادی منحصر به فردی در فضای مجازی ایران شده است. ما شاهد شکل‌گیری یک بازار موازی در فضای مجازی ایران هستیم. شرکت‌های تبلیغاتی داخلی، سیستم‌های پرداخت بومی، و حتی ارزهای دیجیتال، همگی بخشی از این اکوسیستم جدید هستند. این اقتصاد پنهان، فرصت‌های جدیدی را برای بلاگرها ایجاد کرده است. بسیاری از آنها از طریق تبلیغات مستقیم، بازاریابی، فروش محصولات دیجیتال مثل دوره‌های آموزشی آنلاین و حتی مشاوره، کسب درآمد می‌کنند. حمید، که کانال یوتیوبی در حوزه فیلم و سینما دارد، می‌گوید: «من ماهانه بیش از درآمد یک مهندس باتجربه از کانالم درمی‌آورم. البته این درآمد ثابت نیست و گاهی نوسانات زیادی دارد.»

اما این اقتصاد نوظهور، چالش‌های خود را نیز دارد. عدم شفافیت در قراردادها، مشکلات مالیاتی و ریسک بالای فعالیت در فضایی که قوانین آن هنوز کاملا تعریف نشده، از جمله این چالش‌ها هستند.

علاوه بر این، رقابت شدید در فضای مجازی باعث شده بسیاری از بلاگرها به سمت تولید محتوای جنجالی و زرد یا حتی اخبار جعلی روی بیاورند. سارا در این باره می‌گوید: «گاهی احساس می‌کنم مجبورم بین اخلاق و درآمد یکی را انتخاب کنم.»

اقتصاد بلاگری در ایران آینه‌ای است از جامعه‌ای که در حال گذار به عصر دیجیتال است. با وجود تمام چالش‌ها و موانع، این اقتصاد همچنان در حال رشد و تحول است. حالا دیگر تقریبا پشت هر محتوای پربازدیدی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود، اقتصادی نهفته است.

چالش‌های مالی در دنیای پرزرق و برق بلاگری

زرق و برق دنیای بلاگری، با تصاویر سفرهای لوکس و محصولات گران‌قیمت، رویای زندگی مرفه را در ذهن مخاطبان تداعی می‌کند. اما آیا این تصویر، بازتابی دقیق از واقعیت اقتصادی این حرفه است؟

مهدی با لحنی آمیخته به خنده می‌گوید: «مردم فکر می‌کنند ما در پول غلت می‌زنیم اما واقعیت چیز دیگری است.»

او توضیح می‌دهد که درآمد اکثر بلاگرها بسیار ناپایدار و غیرقابل پیش‌بینی است. آنها مجبورند برای حفظ ظاهر، هزینه‌های زیادی را متحمل شوند که گاه از درآمدشان پیشی می‌گیرد. مریم، بلاگر حوزه مد، می‌گوید: «بارها شده که برای تهیه یک عکس، هزینه‌ای معادل درآمد یک ماهم را صرف کرده‌ام. این چرخه مدام ادامه دارد…»

این فشار مالی تنها محدود به هزینه‌های ظاهری نیست. علی، که در حوزه تکنولوژی فعالیت می‌کند، از چالش‌های پنهان صحبت می‌کند: «هزینه‌های تجهیزات به کنار، فشار روانی ناشی از درآمد نامنظم، گاهی غیرقابل تحمل می‌شود.»

بلاگرهای ایرانی و پل‌های فرهنگی

در کافه‌ای شلوغ در توکیو، شیما موبایلش را باز می‌کند و شروع به لایوگرفتن می‌کند. او یک بلاگر ایرانی است که حالا از ژاپن درباره تفاوت‌ها و شباهت‌های دو فرهنگ می‌نویسد. شیما نماینده‌ای است از نسلی از بلاگرهای ایرانی که به پل‌های فرهنگی میان ایران و جهان تبدیل شده‌اند. نسلی که به دلخواه یا از سر اجبار تن به مهاجرت داده است.

شیما می‌گوید: «من فکر می‌کنم وظیفه‌ام این است که تصویری واقعی‌تر از ایران به جهانیان نشان دهم و در عین حال، ایرانیان را با جنبه‌های مثبت فرهنگ‌های دیگر آشنا کنم.» این «دیپلماسی دیجیتال مردمی» در سال‌های اخیر رشد چشمگیری داشته است. بلاگرهای ایرانی در سراسر جهان، از اروپا گرفته تا امریکا و آسیای شرقی، محتواهای زیادی در معرفی فرهنگ‌ها تولید می‌کنند. مانی، که از آلمان یک صفحه اینستاگرامی آشنایی با آلمان را مدیریت می‌کند، می‌گوید: «وقتی درباره تجربه زندگی در آلمان می‌نویسم، هم به آلمانی‌ها کمک می‌کنم ایرانی‌ها را بهتر بشناسند، و هم به ایرانی‌ها دید واقع‌بینانه‌تری از زندگی در خارج می‌دهم.»

داستان بلاگرهای ایرانی و پل‌های فرهنگی، داستان قدرت ارتباطات در عصر دیجیتال است. آنها نشان می‌دهند که چگونه افراد عادی می‌توانند نقشی مهم در دیپلماسی فرهنگی ایفا کنند. از تهران تا توکیو، از برلین تا بوستون، این بلاگرها در حال بافتن تار و پودی هستند که فرهنگ‌ها را به هم پیوند می‌دهد، و شاید روزی به جهانی با درک متقابل بیشتر منجر شود و البته که نباید آسیب‌های تصویری را که بیشتر برای گردشگران طراحی شده در فهم واقعیت نادیده گرفت.

دیگران خوانده‌اند، شما نیز بخوانید...
هشدار همتی به دولت؛ تا شرایط سخت‌تر نشده تدبیر کنید

هشتگ‌هایی که جنبش شدند: تأثیر بلاگرها بر تحولات اجتماعی

«فکر نمی‌کردم صدایم تا این حد شنیده شود. انگار همه منتظر یک جرقه بودند.» اینها حرف‌های میناست که با یک توییت به یک چهره‌ شناخته‌شده در فضای مجازی تبدیل شده است. در دهه اخیر، بلاگرها و فعالان شبکه‌های اجتماعی نقشی کلیدی در شکل‌گیری و هدایت جنبش‌های اجتماعی در ایران داشته‌اند. از کمپین‌های حقوق زنان گرفته تا جنبش‌های زیست‌محیطی، از اعتراضات صنفی تا مطالبات فرهنگی، رد پای بلاگرها را می‌توان در همه جا دید. رضا، که حسابی توییتری در حوزه محیط‌زیست دارد، می‌گوید: «ما توانستیم از طریق شبکه‌های اجتماعی، هزاران گردشگر را برای پاکسازی سواحل بسیج کنیم. این کار قبلا غیرممکن به نظر می‌رسید.»

اما این تأثیرگذاری، چالش‌های خود را نیز داشته است. برخی از بلاگرها با فشارهای قانونی و امنیتی مواجه شده‌اند. با این حال، قدرت بلاگرها در شکل‌دهی به افکار عمومی و ایجاد تغییرات اجتماعی، انکارناپذیر است. از تغییر در قوانین گرفته تا تحول در نگرش‌های اجتماعی، ردپای این فعالیت‌های مجازی را می‌توان در بسیاری از تحولات اخیر ایران دید.

چرخش رسانه‌ای نسل دیجیتال ایران

صدای گرم نیلوفر از هدفون‌ پخش می‌شود: «سلام دوستان، به اپیزود جدید پادکست … خوش اومدین.» این جمله، نقطه عطف مسیری طولانی است که از صفحات ساده آغاز شد و حالا به دنیای پرطرفدار صوتی رسیده است. با گذر زمان و تغییر فناوری، ذائقه مخاطب نیز تغییر کرد. نسلی که با کامپیوترهای خانگی بزرگ شده بود، حالا همه‌چیز را روی گوشی هوشمندش می‌خواهد. «وقتی وبلاگم رو شروع کردم، فکر می‌کردم تا آخر عمر همینطوری می‌نویسم»، امید که اینها را می‌گوید حالا یکی از پرطرفدارترین ویدئوبلاگرهای ایرانی است. «اما کم‌کم متوجه شدم مخاطبانم ترجیح می‌دن من رو ببینن و بشنون تا اینکه فقط بخونن.»

این تغییر رسانه، چالش‌های جدیدی را پیش روی تولیدکنندگان محتوا قرار داده است. اگر برای وبلاگ‌نویسی تنها یک کامپیوتر و اتصال اینترنت کافی بود، حالا نیاز به تجهیزات صوتی و تصویری، مهارت‌های ویرایش و حتی فن بیان مناسب احساس می‌شود.

اما این تغییر رسانه، تنها به شکل محتوا محدود نشد. موضوعات نیز متحول شدند. اگر وبلاگ‌ها اغلب به مسائل شخصی و روزمره می‌پرداختند، حالا پادکست‌ها و ویدیوبلاگ‌ها موضوعات تخصصی‌تری را پوشش می‌دهند. از بررسی‌های عمیق سیاسی گرفته تا آموزش‌های تخصصی فنی، همه‌جور محتوایی اینجا پیدا می‌شود. این تحول، فرصت‌های اقتصادی جدیدی نیز ایجاد کرده است. با اینکه درآمدزایی از وبلاگ‌ها دشوار بود، حالا بسیاری از تولیدکنندگان محتوا می‌توانند از طریق تبلیغات، حمایت مالی مخاطبان و حتی فروش محصولات مرتبط، کسب درآمد کنند.

با این حال، این مسیر بدون چالش نبوده است. محدودیت‌های پهنای باند، فیلترینگ پلتفرم‌های پخش ویدیو و صوت، و گاه فشارهای قانونی، موانعی جدی بر سر راه این تحول بوده‌اند. با همه این‌ها، نسل دیجیتال همچنان به روایت داستان خود و جامعه‌اش ادامه می‌دهد.

آینده بلاگری در دست کیست؟

زهرای ۱۸‌ساله در اتاق کوچکش در یک پلتفرم ویدئویی مشغول استریم آنلاین بازی‌اش است. او نماینده‌ای از نسل جدید بلاگرهاست؛ نسلی که با اینترنت متولد شده و قواعد بازی را از نو تعریف می‌کند. نسل زد، در حال تغییر چهره بلاگری در ایران است. این نسل که با گوشی‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی بزرگ شده، رویکردی کاملا متفاوت به تولید و مصرف محتوا دارد. امیر، ۲۰ ساله، که یک اینفلوئنسر در حوزه سبک زندگی است، می‌گوید: «ما دوست داریم خودمان باشیم. مخاطبان ما دنبال داستان‌های واقعی هستند، نه تصاویر ساختگی.»

بزرگ‌ترها اما نگرانند. مریم، بلاگر ۳۵‌ساله، می‌گوید: «گاهی نگران می‌شوم که آیا این نسل به اندازه کافی به عواقب آنچه آنلاین به اشتراک می‌گذارد، فکر می‌کند؟» این نسل همچنین در حال خلق فرصت‌های اقتصادی جدیدی است. بسیاری از آنها از طریق تولید محتوا و بازاریابی تأثیرگذار، درآمدهای قابل توجهی کسب می‌کنند. به نظر می‌رسد آینده بلاگری در ایران در دست نسلی است که با موبایل‌های خود، در حال بازتعریف مفهوم رسانه و ارتباطات هستند. نسل زد، با ترکیبی از جسارت، خلاقیت و تسلط بر فناوری، در حال شکل دادن به آینده‌ای است که در آن مرزهای سنتی میان تولیدکننده و مصرف‌کننده محتوا، بیش از پیش محو می‌شود.

لینک کوتاه : http://www.eghtesadran.com/?p=1937136

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها